|
سلام
امروز یه روز غم انگیز بود روز آخر دبیرستان روز جدا شدن از بچه ها بعد از سه سال با این مدرسه با این کلاسای تاریک خداحافظی کردیم دیگه با قانون و نظم نمینویسم چون دلتنگم درسته که از دست امتحانای مستمر هر روزی از دست سختگیری هر روزی راحت شدیم ولی...
دلم تنگ میشم واسه اون شیشه های شکسته کلاس واسه لوله بخاری که کنده بودیمش واسه بخاری زوار در رفته که چند ماه از دی اکسید کربنش هر روز سردرد داشتیم واسه شیطنتهای دبیرستان واسه پنجره کلاس که به جای در از اون رفت امد میکردیم واسه بچه ها که تک تکشون تکن واسه چونه زدن سر امتحان وواسه تو هم کلاسی کت آخر دیگه نمیبینمش ...
تو چه حالتی چه عشقی توگناه سرنوشتی
توتموم حس آخر توهمونی که نوشتی
روی نیمکتای آخر باغرور یه حرف آخر
ولی من تورو سرشتم بی غرور تو سرنوشتم
توکه چشمات مثل ماهه جنس موهات ازشبامه
بوی تو بهار نارنج اسم تو بادردوبارنج
روی لبهام شب و روزه داره جز اسم تو روزه
این گناه تو چی بوده عاشق پاک توبوده
چه قده سخت جدایی شایدم بشم فدایی
توی این روزای آخر همکلاسی حرف آخر
حس من یه حس عشقه توهم هستی یه فرشته
تقدیم به اون که هیچ وقت اینارو نمیخونه یه همکلاسی...
خدا چرا ما به یه چیزایی عادت میکنیم چرا با دور شدن از یه چیزایی خرد میشیم...
کاش جای این نقطه ها...یه چیزی داشتم مینوشتم...
کت آخری کاش لااقل یه عکس یادگاری ازت داشتم تا به قول این شعره که مجید خراطان میخونه
خدانگهدار
خدانگهدار عزیزم اما نمیشه باورم
توی چشام نگاه نکن این لحظه های آخرم
آخه چه طور دلم بیاد چشاتو گریون ببینم
میرم ولی اینو بدون چشم انتظارت میشینم
میرم ولی گریه نکن بزار از عشقت بمیرم
شاید تواوج بی کسی با عکسات آروم بگیرم
میرم ولی بدون یکی خیلی تورو دوست داره
یکی که با دوری تو سر به بیابون میزاره
خدانگهدار عزیزم...
حالا..
میدونم کسی منو دوست نداره چه ساده بود
میدونم شعرای من همش یه بچه بازی بود
***
میدونم گناه من نگاه به چشم شیطونت
شایدم فراموشم شه چون همش یه بازی بود
***
قره زاده
نه فراموش نمیشه کاش ....
واقعا هم شاید این شعرا بچه بازی باشه چون تو یه وبلاگ یکی دیگه شعر منو با اسم یه نفر دیگه درج کرده بودن
چند روز برنده های مسابقات شعرو اعلام کردن من نبودم همش شعرای نو رو برنده کرده بودن من هم تصمیم گرفتم از این به بعد بی قافیه بنویسم یکی از دوستام میگه وقتی بزرگ شدی میفهمی که آدما حوصله خوندن شعرو ندارن آره اون درست میگه آدما امروزه حوصله شعر خوندن ندارن با احساس هم کاری ندارن ولی میدونن چه جور باید دل یه آدمو بشکنن میخوام بنویسم همیشه مینویسم ولی امروز فرق میکنه ...
یه سوال ؟؟؟!!
میدونم ربطی به حرفای بالا نداره من خودم تاریخ رو خیلی دوست دارم ولی به نظر شما یه دانش آموز رشته تجربی چرا باید یه تارخ 220 صفحه ای همراه نام 80 یا 90 تانخست وزیرو از حفظ کنه ؟ حتما میگید باید با تاریخ ایران آشنا شه ولی تاریخ ایران با دونستن نام چند صد تا نخست وزیر که هرکدوم یه بلایی سر سرنوشت ایران اوردن تموم نمیشه ...
یه جمله خوشکل از دکتر علی شریعتی
خدایا به متعصبان ما فهم و به فهمیدگان ما تعصب ببخش...
خیلی معنی داره جدا اگه کسی این جمله رو قشنگ هضم کنه زندگیش تکون میخوره ....
و مامان ...
مامان میخوام بگم خیلی تکی با نمکی دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم...
ببخشید
نظر بدید
|